درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
ترکه شلوار خارجی می پوشه توش احساس غربت می کنه.![]()
شتر تو دست شویی گیر می کنه از آتش نشانی میان کمک سه نفر بودن اصفهانی میره تو زود میاد بیرون میگه اکسیژن تهرانی میره ۱ دقیقه بعد میاد بیرون میگه اکسیژن تر که میره تو ۱۰ دقیقه بعد شتره میاد بیرون میگه اکسیژن اکسیژن.![]()
به رشتی میگن چرا ترک تحصیل کردی؟ میگه سال اول رفتم مدرسه بابام مرد سال دوم مامانم مرد سال سوم داداشم ترسیدم وقتی که دیپلم می گیرم نسل منقرض بشه.![]()
به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه ميفروشم ميرم خارج.![]()
تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!![]()
تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!!! ![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! ![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
اگه می تونستم کسی باشم:
اگه مي تونستم کسي باشم تو اين دنيا، عشق تو ميشدم.
اگه مي تونستم جايي باشم تو اين دنيا، کنار تو مي بودم.
اگه مي تونستم چيزي باشم تو اين دنيا، عشقي مي شدم که قلب تو رُ به مالِ من پيوند ميده... براي اين که اين جاودانه ست؛ زنده و شادي بخش، و پر از شگرف ترين روياها و آرزوها. فکر مي کنم اين قسمتي از دليلي هست که چرا تو رُ انقدر دوست دارم![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
می گویند که عشق کور است چون نمیدانند عشق چیست؟
به تو میگویم که تنها عشق است که بیناست جز از عشق، همه چیز کور است......
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
شاید زندگی قصه ای است که کودکان از آن آگاهند که زندگی را با گریه آغاز می کنند . ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/29 ساعت موضوع | لینک ثابت
تركه تو مانور شركت ميكنه![]()
اسير ميشه تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه:ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!
تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!!! ![]()
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!! ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
رسم زندگی این است:
یک روز کسی را دوست داری و روز بعد تنهائی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک میهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی؟ این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی پس تنها آواز بخوان این تنها کاریست که از دستت بر می آید .![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
ضد حال يعني اين!!!
دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد پس از دوماه، نامه اي ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه از راه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست باعشق : روبرت دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
من چه رنگیم به نظرتون؟
سفید=ساکت. آبی=گوشه گیر. سبز=جذاب. ارغوانی=زیبا. قرمز=باوفا
نارنجی=باهوش. قهوه ای =خسته کننده. صورتی=دوست داشتنی. مشکی=مشکوک
خاکستری=پرحرف. کرم=مهربون. بنفش=پایه. یشمی=خوش تیپ. فیروزه ای=سرد
زرد=جدی. یاسی=گرم. طوسی=بامزه. نیلی=باحال. نقره ای=خوش خیال
طلایی=حسود. صدفی=خودخواه. پرکلاغی=بی جنبه. سرخابی=شیطون![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
سه دختر و سه پسر فضول با هم قرار گذاشتن ساعت ۸ رستوران باران ساعت ۸ میشه ...
دو تا از دخترا و ۲ تا از پسرا اومده بودن ولی یکی از دخترا و یکی از پسرا نیومده بودن!!
آخه اونا در حال فضولی هستن و دارن این وبلاگو میخونن!پاشو عزیزم فضولی بسته پاشو بیا سر قرارت![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/28 ساعت موضوع | لینک ثابت
يه روز ترکه داشته زنش را بدجور ميزده ، يکي بهش ميگه مگه چيکار کرده ، ميگه اگه ميدونستم که ميکشتمش.![]()
لري را با خري همنام کردند ، خر بيچاره را بدنام کردند ، خر از لر بودنش در ننگ و عار است ، لر از خر بودنش در عشق و حال است.![]()
زن خوب تو دنيا مثلا دايناسوره که نسلش منقرض شده ، ولي مرد خوب مثل سيمرغ ، که از اول هم افسانه بوده.![]()
عشق چيست ؟ سه ثانيه نگاه ، سه دقيقه خنده ، سه ساعت صفا ، سه روز آشنايي ، سه هفته وفاداري ، سه ماه بيقراري، سه سال انتظار و سي سال پشيماني.![]()
عربه بچش توي اتوبوس بدنيا مياد اسمشو ميزاره عبدالواحد
.
تا حالا دقت کردي همه چيزاي خوب خانم هستن : خورشيد خانم ، مهتاب خانم ، پروانه خانم و ... و همه چيزاي بد مرد هستن: آقا دزده ،آقا گرگه و...
به تركه مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.![]()
پليس بين الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ ميتي کومان توسط قزوينيان به سرقت رفته مراقب باشيد احترام نگزاريد.
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
ناپلئون ميگه :
حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي.
چيزي رو بنويس كه بتوني امضاش كني.
و چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش وايسي.
پس دوست دارم ... امضاء. ![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
دوستت دارم به ۱۰۰ زبان مختلف:
English - I love you
Afrikaans - Ek het jou lief
Albanian - Te dua
Arabic - Ana behibak (to male)
Arabic - Ana behibek (to female)
Armenian - Yes kez sirumen
Bambara - M'bi fe
Bangla - Aamee tuma ke bhalo aashi
Belarusian - Ya tabe kahayu
Bisaya - Nahigugma ako kanimo
Bulgarian - Obicham te
Cambodian - Soro lahn nhee ah
Cantonese Chinese - Ngo oiy ney a
Catalan - T'estimo
Cheyenne - Ne mohotatse
Chichewa - Ndimakukonda
Corsican - Ti tengu caru (to male)
Creol - Mi aime jou
Croatian - Volim te
Czech - Miluji te
Danish - Jeg Elsker Dig
Dutch - Ik hou van jou
Esperanto - Mi amas vin
Estonian - Ma armastan sind
Ethiopian - Afgreki'
Faroese - Eg elski teg
Farsi - Doset daram
Filipino - Mahal kita
Finnish - Mina rakastan sinua
French - Je t'aime, Je t'adore
Gaelic - Ta gra agam ort
Georgian - Mikvarhar
German - Ich liebe dich
Greek - S'agapo
Gujarati - Hoo thunay prem karoo choo
Hiligaynon - Palangga ko ikaw
Hawaiian - Aloha wau ia oi
Hebrew - Ani ohev otah (to female)
Hebrew - Ani ohev et otha (to male)
Hiligaynon - Guina higugma ko ikaw
Hindi - Hum Tumhe Pyar Karte hae
Hmong - Kuv hlub koj
Hopi - Nu' umi unangwa'ta
Hungarian - Szeretlek
Icelandic - Eg elska tig
Ilonggo - Palangga ko ikaw
Indonesian - Saya cinta padamu
Inuit - Negligevapse
Irish - Taim i' ngra leat
Italian - Ti amo
Japanese - Aishiteru
Kannada - Naanu ninna preetisuttene
Kapampangan - Kaluguran daka
Kiswahili - Nakupenda
Konkani - Tu magel moga cho
Korean - Sarang Heyo
Latin - Te amo
Latvian - Es tevi miilu
Lebanese - Bahibak
Lithuanian - Tave myliu
Malay - Saya cintakan mu / Aku cinta padamu
Malayalam - Njan Ninne Premikunnu
Mandarin Chinese - Wo ai ni
Marathi - Me tula prem karto
Mohawk - Kanbhik
Moroccan - Ana moajaba bik
Nahuatl - Ni mits neki
Navaho - Ayor anosh'ni
Norwegian - Jeg Elsker Deg
Pandacan - Syota na kita!!
Pangasinan - Inaru Taka
Papiamento - Mi ta stimabo
Persian - Doo-set daaram
Pig Latin - Iay ovlay ouyay
Polish - Kocham Ciebie
Portuguese - Eu te amo
Romanian - Te ubesk
Russian - Ya tebya liubliu
Scot Gaelic - Tha gra\dh agam ort
Serbian - Volim te
Setswana - Ke a go rata
Sindhi - Maa tokhe pyar kendo ahyan
Sioux - Techihhila
Slovak - Lu`bim ta
Slovenian - Ljubim te
Spanish - Te quiero / Te amo
Swahili - Ninapenda wewe
Swedish - Jag alskar dig
Swiss-German - Ich lieb Di
Tagalog - Mahal kita
Taiwanese - Wa ga ei li
Tahitian - Ua Here Vau Ia Oe
Tamil - Nan unnai kathalikaraen
Telugu - Nenu ninnu premistunnanu
Thai - Chan rak khun (to male)
Thai - Phom rak khun (to female)
Turkish - Seni Seviyorum
Ukrainian - Ya tebe kahayu
Urdu - mai aap say pyaar karta hoo
Vietnamese - Anh ye^u em (to female)
Vietnamese - Em ye^u anh (to male)
Welsh - 'Rwy'n dy garu
Yiddish - Ikh hob dikh
Yoruba - Mo ni fe![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
دخترا و پسرا چطوری نیمرو درست می کنند ؟
دخترها:
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن.
پسرها:
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد)
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن
و بلاخره پيداش ميكنن نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن ياد غذا ميفتن
و ميدون توی آشپزخونه روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/26 ساعت موضوع | لینک ثابت
فيلمهاي در حال اكران :
به خاطر 1 ليتر بنزين
رستگاري قبل از ساعت 12 امشب
ب مثل بنزين
بنزيني ها
مرد بنزيني
دو كارت با يك بنزين
مي خواهم بنزين بزنم
سفر به پمپ بنزين
از ميدون تا پمپ بنزين
سالهاي سهميه بندي ![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/25 ساعت موضوع | لینک ثابت
تا حالا شده ، یکی تو رو ، یا یکی رو ، یا یکی یکی دیگه رو یا دو تا یکی رو یا یکی دوتا رو ...... اینقدر که من سرکارت گذاشتم سرکار بذاره![]()
تو گلی ، مثل گلای قشنگ قالی ، تو به ظرافت تار و پود فرش های ایران ، اصلا تو خود فرش پاتریسی همون که یه تختش کمه ![]()
به قزوینی میگن تاحالا تحصیل کردی میگه نه ولی تا دلت بخاد محصل اره![]()
ترکه دنباله دزده میکنه از دزده جلو میزنه![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
دروغ پسرانه :
1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان)
2.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا)
3.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش)
4.غير تو به هيچكسي فكر نميكنم(اره جون عمت)
5.من بهت اعتماد كامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي)
6.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم)
7.دوستت دارم(دروغ سال 85 )
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايراني
1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه
۲-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند
5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغيير شخصيتشونه
۶-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند ![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
می دونی فایده ی شلوارکوتاها که دخترا می پوشن چیه ؟ ..... پسرا همه سربه زیر شدن مضرات
امتحانات : افزایش بار علمی به طور ناخواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات ( خر زنی !!!! ) چپ و چول شدن چشم ها بر اثر روش های غلط تقلب ! سر درد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب
خیلی دوست دارم ...... یه روز میام دنبالت با هم میریم یه جای دور که دست هیچ کس بهت نرسه ............. قربانت عزرائیل
چوپانه با گوسفنداش لج می کنه می برتشون چمن مصنوعی
خیلی بی معرفتی ، خیلی نامردی ، خیلی بی وفایی ، خیلی بی جنبه ای آخه نامرد ما باید از روی جلد چی توز بفهمیم موتور خریدی ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
شوخی با حافظ:
نيمـه شب پريشب ، گشتم دچـار كـابـوس ديدم به خواب حافظ ، توي صف اتوبوس گفتم: سلام حـافظ ، گفتا: عليـك جـانـم گفتم: كجا روي؟ گفت: ولله خود ندانم گفتم: بـگيـر فـالي ، گـفتا: نـمانـده حـالي گفتم: چـگونهاي؟ گفت: در بند بيخيالي گفتم كه تازهتازه ، شعر و غزل چـه داري؟ گـفتـا كـه ميسـرايـم شـعـر سـپـيـد بـاري گفتم: ز دولـت عشق ، گفتا: كـودتـا شـد گفتم: رقيب تو ، گفت: الحمد،كله پا شد گفتم: كجـاست ليلي ، مشغـول دلـربايـي؟ گـفتـا شـده سـتـاره ، در فيلم سيـنـمايـي گفتم: بگـو زخالش ، آن خـال آتش افروز گـفتـا: عمل نمـوده ، ديـروز يـا پـريـروز گفتم: بگو ز مويش ، گفتا كـه مـش نموده گفتم: بگـو ز يـارش ، گـفتـا ولـش نمـوده گفتم:چرا؟چگونه؟عاقل شدهستمجنون؟ گفتا: شديـد گـشتـه ، معتاد گـرد و افـيـون گفتم:كجاستجمشيد ، جامجهان نمايش؟ گفتا: خـريـده قسطي ، تـلوزيـون بجـايـش گفتم: بگـو ز سـاقي ، حالا شده چه كاره؟ گـفتـا: شـدست مـنـشـي ، در دفـتـر اداره گـفتـم: بگـو ز زاهـد ، آن رهنمـاي منـزل گـفتا كـه دسـت خود را ، بـردار از سر دل گفتم: ز سـاربـان گـو ، بـا كـاروان غم ها گفتا: آژانس دارد . با تور دنیا گفتم: بگو ز محمل ، يـا از كجاوه يادي گفتا: دوو ، پژو ، بنز ، يا گلف نوك مدادي گفتم: كه قاصدتكو ، آن بادصبح شرقي؟ گفتا كه جاي خود را ، داده به فاكس برقي گـفتم: بـيـا ز هـدهـد ، جـوييـم راه چـاره گفتا: بهجاي هدهد ، ديش است وماهواره گـفتم: سلام ما را ، بـاد صـبـا كجا بـُرد ؟ گـفتا: بـه پست داده، آورد يا نـيـاوُرد ؟ گفتم: بگو ز مشك ، آهوي دشت زنگي گفتا كـه ادكلن شد ، در شيشههاي رنگي گفتم: سراغ داري ، ميخانه اي حسابـي ؟ گـفتا كـه آنچـه بوده ، گشته چلـوكبـابي گفتم: بيـا دوتـايي ، لب تـر كنيـم پنهان گفتا: نميهراسي ، از چـوب پـاسبانـان؟ گفتم: شراب نابي ، تو دستوپا نداري؟ گفتا كـه جاش دارم ، وافـور با نگـاري گـفتم: بلـند بـوده ، موي تـو آن زمانـها گفتا : به حبس بودم . از ته زدند آنها گفتم: شما و زندان؟حافظ ماروگرفتي؟ گفتا: نديده بودم ، هـالو بـه اين خرفتي ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
به نام خداوند ويروس گارد
كنون رزم ويروس و رستم شنو ................. دگرها شنيدستي اين هم شنو كه اسفنديارش يكي ديسك داد ............... بگفتا به رستم كه اي نيكزاد در اين ديسك باشد يكي فايل ناب ............ كه بگرفتم از سايت افراسياب چنين گفت رستم به اسفنديار ................. كه من گشنمه نون سنگك بيار جوابش چنين داد خندان طرف .................. كه من نون سنگك ندارم به كف برو حال ميكن بدين ديسك ، هان ............. كه هم نون . هم آب باشد در آن تهمتن روان شد سوي خانه اش .............. شتابان به ديدار رايانه اش چو آمد به نزد ميني tower اش ............... بزد ضربه بر دكمه پاورش دگر صبر و آرام و طاقت نداشت .................مر آن ديسك را در درايوش نهاد نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت ............ يكي ليست از root ديسكت گرفت در آن ديسك ديدش يكي فايل بود ........... بزد Enter آنجا و اجرا نمود كز آن يك demo شد پس از آن عيان ........ ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان به ناگه چنان سيستمش كرد هنگ ...... كه رستم در آن مانده مبهوت و منگ چو رستم دگرباره ريست نمود ......... همي كرد هنگ و همان شد كه بود تهمتن كلافه شد و داد زد ...................... ز بخت بد خويش فرياد زد چو تهمينه فرياد رستم شنود ................. بيامد كه ليسانس رايانه بود بدو گفت رستم همه مشكلش .............. وز آن ديسك و برنامه خوشگلش چو رستم بدو داد قيچي و ريش ............. يكي ديسك Bootable آورد پيش يكي toolkit اندر آن ديسك بود ............. برآورد آن را و اجرا نمود همي گشت hard , toolkit اندرش ........ چو كودك كه گردد پي مادرش به ناگه يكي رمز ويروس يافت ............... پي حذف امضاي ايشان شتافت چو ويروس را نيك بشناختش .............. مر از Boot Sector برانداختش يكي ضربه زد بر سرش toolkit ............. كه هر بايت آن گشت يك بيت به خاك اندر افكند ويروس را ................ تهمتن به رايانه زد بوس را چنين گفت تهمينه با شوهرش ............. كه اين بار بگذشت از پل خرش دگر باره اما خريت نكن ....................... ز رايانه اصلا تو صحبت نكن قسم خورد رستم به پروردگار .............. نگيرد دگر ديسك از اسفنديار ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط saeed_killer در 86/04/18 ساعت موضوع | لینک ثابت
سلام کردن آقا پسرها سلام کردن کار خيلی مهمی است و لازم است هميشه سلام کنيم چون سلامتی مياره ولی هر کس يه جور سلام ميکنه مخصوصآ پسرا: پسران مودب:سلام؛حالتون خوبه بی زحمت؟ پسران جواتی:سلام دادااا ؛ چی طوری ريييفيق پسران سوسول:(همراه با لهجهء شل و مسخره و لوس وصدايی نازک )سلام بلا چه طوری جيگر؟ ديروز رفتيم اسکی نيومدی نگرانت شدم وووووووووووووووووووووی پسرايی که احساس با نمکی ميکنند:سام بلا سوخته ی جيگر؛تو که آدم نيستی نانازی آبجی کوچيکت چه طوره؟ اوه اوه اووه غيرتی نشو به ريش پروفسوريت نمياد . پسرايی که احساس میکنند با حالند:سلام نازتو برم و برگردم خوب بودی بهتر شدی؟ برادران دينی:سلام و عليکم و رحمته الله و برکاته والدينتان خوبن انشا الله؟
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/09/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
بعضي از پسرها موهايشان را بلند ميکنند! بعضي از دخترها موهايشان را پسرانه کوتاه ميکنند! درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ ميزني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم ميشي! در مراسم خواستگاري: دختر: ببينين يکي از شرايط من براي ازدواج با شما اينه که نبايد برين سرکار! و يکي ديگه از چيزايي که من خيلي روش متعصبم اينه که نبايد موهاتون رو نامحرم ببينه...! در حين زندگي مشترک: دختر: اي بابا! آقا يه چايي نميدي بخوريم؟! پسر: دستم بنده!... راستي امروز فري اومده بود اينجا! با جعفر اينا! من کلي خجالت کشيدم! زن فري براش پلاک جواهر خريده... دختر: آقا جون ندارررررررررررم! چي کار کنم؟! از ديوار مردم برم بالا؟! پسر: آخه من تا کي بايد بشورم و بسابم و بپزم... دختر:......!
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/09/06 ساعت موضوع | لینک ثابت
خانم ها در سن 18 تا بيست و يك سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند : نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى در سن 21 تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل در سن 30 تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود بين سن 35 تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند در سن 40 تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند بين 50 تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي راند. در سن 60 تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده بعد از 70 سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود امید وارم خانومها با خواندن این مطلب از دست من ناراحت نشده باشند
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/09/03 ساعت موضوع | لینک ثابت
بيچاره دخترها 1- آگه تيپ بزنن و برن بيرون ميگن بآ کي قرآر دآري؟ 2- آگه تيپ نزنن ميگن تو آصلآ سليقه ندآري. 3- آگه زيآد بگن دوستت دآرم ميگن بآز چه نقشه آي تو سرته؟ 4- آگه نگن دوستت دآرم ميگن پآي کسي ديگه در ميونه. 5- آگه زيآد بهشون زنگ بزنن ميگن آعتمآد ندآري؟ 6- آگه يه مدت زنگ نزنن ميگن مثل آينکه سرت خيلي شلوغه. 7- آگه تو خونه زيآد بخندن ميگن ديوونه شدي؟ 8- آگه نخندن ميگن بآز چه مرگته؟ 9- آگه شآم بخوآن ميگن همش بفکر شکمشه
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/08/30 ساعت موضوع | لینک ثابت
رسم زندگی این است یک روز کسی را دوست داری و روز بعد تنهائی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک میهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی؟ این رسم زندگیست تو نمی توانی آن را تغییر دهی پس تنها آواز بخوان این تنها کاریست که از دستت بر می آید
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/08/30 ساعت موضوع | لینک ثابت
جوادترین سرگرمی : چت - قلیون جوادترین خواننده غیر مجاز : حسن شماعی زاده و داوود بهبودی مشترکا" جوادترین گزارشگر : جواد خیابانی جوادترین کتاب سال : آهنگ برای موبایل جوادترین لاستیک : مارشال دورسفید جوادترین نوشیدنی : خاک شیر و یخ در بهشت جوادترین مانتو : مانتو خفاشی جوادترین تکیه کلام : جون تو سالاره جوادترین رنگ : همین رنگ بغل صفحه
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/08/30 ساعت موضوع | لینک ثابت
يه روز یه ترکه ميره بالاي پل عابر پياده و داد ميزنه: حالا من خر، من نفهم، آخه شما اينجا رودخونه ميبينيد كه اومدين روش پل زدين؟ اگر ... خانمها را سرمايه فرض نمائيم آنوقت «زن: سرمايهدار، مرد: سرمايهگذاري، ازدواج: سرمايهگذاري، صيغه: سرمايهگذاري كوتاه مدت، زن خراب: سرمايه در گردش، دختر: سرمايه مسدود، پيرزن: سرمايه سوخته اگر سكس را معادل انرژي بدانيم آن وقت: آلت رجليت = نيروگاه آبي، باسن = نيروگاه گازي، قضيه زنها= نيروگاه گازوئيلي، بيضه = نيروگاه هستهاي، مني = اورانيوم غني شده، ازدواج= قرارداد هستهاي €₤$& θΔΩΦ ῳᾨ@¶ #æЊ Дἑ₦₮ ₯∞№∆ اين كتبيه داريوش اول است كه از خرابههاي تخت جمشيد پيدا شده، ترجمه آن اين است: انرژي هستهاي، حق مسلم ماست اگر ميخواهيد زندگي دوباره داشته باشيد، با ما تماس بگيريد. (سازمان بازيافت زباله يه بنده خدايي تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه، براش شش ماه زندان در مياد در زندگي براي رسيدن به آزادي راههاي مختلفي وجود دارد، فقط بايد قيمت آن را پرداخت كرد. از رسالت 500 تومان، از شوش 900 تومان نوار مغز نرمال: _|/_|/_|/_|/_|/_|/_ نوار مغز اصفهاني: _$_$_$_$_$_$_ نوار مغز قزويني: _(|)_(|)_(|)_(|)_(|)_(|)_ نوار مغز ترك: _?_!_?_!_?_!_?_!_?_!_?_!_ نوار مغز لر _______________
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/08/30 ساعت موضوع | لینک ثابت
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره!
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند!
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش ميرسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ!
نوشته شده توسط saeed_killer در 85/06/06 ساعت موضوع | لینک ثابت